پایگاه اینترنتی " ونگارد " در این زمینه گزارشی از دیدگاه های جان امریکز، تحلیل گرارشد موسسه " پیشگام مشاوره در سرمایه گذاری و پژوهش " ( ونگارد اینوستمنت کانسلینگ اند ریسرچ ) ارائه کرده است .
جان امریکز در مصاحبه ای که با وی شده درپاسخ به این پرسش که آیا در غرب راه و روش های جدیدی در تعامل با مساله بازنشستگی در پیش گرفته شده و بازنشستگی مفهوم سنتی خود را در جوامع غربی از دست داده ؟ ، خاطرنشان ساخته است که نتایج مطالعات و بررسی های تازه ای که توسط " مرکز پیشگام پژوهش های بازنشستگی ( ونگارد سنتر فور ریتایرمنت ریسرچ ) صورت گرفته ، حکایت از آن می کند که دیدگاه متعارف و رایج درباره بازنشستگی در جامعه آمریکا رو به تغییر و مفهوم تازه ای از بازنشستگی در حال شکل گرفتن است.
جان امریکز می گوید : دیدگاه متعارف درباره بازنشستگی در آمریکا در این خلاصه می شد که فرد تا شصت و پنجمین سالروز زندگی خود و تا رسیدن به مرحله بازنشستگی شاغل باشد و یکباره از مدار کار و فعالیت خارج و بازنشسته شود.
در سیستم بازنشستگی سنتی ، فرد احساس بیهوده گی و روزمرگی می کند زیرا آنچه از مفهوم بازنشستگی سنتی در ذهن متبادر می شود ، تن آسایی و بیکاری تا پایان زندگی است.
امریکز تصریح می کند که مفهوم سنتی بازنشستگی در جامعه آمریکا در حال رنگ باختن است و مطالعات و بررسی های انجام شده نیز نوید بخش آن است که جامعه آمریکا برداشت جدیدی از مساله بازنشستگی دارد که با گذشته متفاوت است.
مطالعات انجام شده ، نشان می دهد که در جوامع غربی افراد پیش از بازنشسته شدن یا در آستانه بازنشستگی به تنظیم برنامه ای جامع دست می زنند تا هنگامی که به مرحله بازنشستگی می رسند، زندگی آنان تحت الشعاع مشکلات و دشواری های این مرحله قرار نگیرد.
امریکزمی گوید : بسیاری از شاغلان در جامعه آمریکا برای برنامه ریزی دوران بازنشستگی خود ، به خصوص در مورد مسائل مالی این دوران ، به مشاوران مسائل اشتغال و سرمایه گذاری بازنشستگان در موسسات ذیربط مراجعه کرده و با شرح امکانات و توانمندی های خود برای دوران بازنشستگی ، مدل ها یا نمونه های شغلی یا سرمایه گذاری ؛ بسته به امکانات و توانمندی های مالی و تخصصی ، اخذ می کنند.
جان آمریکز این را یک تحول اساسی در دگرگونی ساختار بازنشستگی از سنتی به پیشرفته در غرب دانسته و خاطرنشان ساخته است " تفاوتی نمی کند برخی از مردم آمریکا بازنشستگی زود هنگام یا پیش از موعد را انتخاب کرده و بعضی ترجیح می دهند که تا رسیدن به سن هفتاد سالگی و حتی بالای هفتاد سال به اشتغال ادامه دهند ؛ آنچه در این میان حائز اهمیت است ، احتراز فرد از هدر دادن وقت و بیکاری و تن آسایی می باشد."
وی می افزاید : " بطور کلی بازنشستگان ، اعم از بازنشستگان پیش از موعد یا بازنشستگان در سنین بالا خواستار اشتغال تمام وقت در دوران بازنشستگی نیستند و مطالعات نشان داده که درصد بالایی از هر دو گروه خواستار دست یابی به مشاغل پاره وقت در دوران بازنشستگی هستند."
به گفته امریکز هر دو گروه همچنین خواستار مشاغلی در دوران بازنشستگی هستند که فشارروحی یا استرس نداشته یا کمترین میزان فشارروحی داشته باشد.
نتایج بررسی ها و مطالعاتی که بر روی 2 هزار و 500 نفر در سنین بین 40 تا 69 سال در آمریکا صورت گرفته ، نشان داده است که بازنشستگان در دوران بازنشستگی شش راه اصلی یا عمده در پیش می گیرند که سه راه از این شش مسیر از اولویت بیشتری نزد بازنشستگان برخوردار است.
سه چهارم سالمندان جامعه آمریکا در یکی از سه مسیر اصلی و مشترک شناسایی شده ، قرار گرفته اند.
بازنشستگان زود هنگام و بدون شغل : افرادی که در این مسیر قرار می گیرند 29 درصد از مجموع 2500 نفری را که مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته یا به عبارت دیگر 29 درصد از جامعه اماری امریکا را تشکیل می دهند و این گروه شامل افرادی است که در سنین 50 سالگی از کار و اشتغال دست کشیده و بازنشسته شده اند و هرگز در دوران بازنشستگی دست به کار و فعالیتی نمی زنند.
بیشتر افرادی که در این مسیر قرار گرفته اند یا مبتلا به ضعف جسمی و بیماری هستند و یا اینکه از تحصیلات بالا و مهارت های لازم برای ادامه اشتغال ، برخوردار نیستند.
بازنشستگان زود هنگام و با کار وفعالیت مستمر: این گروه شامل افرادی است ( 12 درصد ) که در سنین 50 سالگی از کار تمام وقت دست کشیده و بازنشسته شده اما بدون تامل و به سرعت پس از بازنشسته شدن مشاغلی در سطوح بالا برای خود دست و پا کرده و به صورت پاره وقت به فعالیت ادامه می دهند و یا به کارهای آزاد ( خویش کارفرمایی ) روی می آورند.
این افراد اکثرا افرادی فعال و پویا بوده و از بیکاری و تن آسایی گریزانند یا اینکه شامل افرادی می شود که مال اندوزی و کسب ثروت همواره یک هدف اصلی برای آنان در طول زندگی بوده است .
یکی از اهداف اصلی میو در شمار افرادی هستند که ثروت و در آمد بیشتر از هدف های اصلی آنان در طول زندگی است بوده است.
بازنشستگان تاخیری : در این مسیر 35 درصد از مجموع 2500 نفر قرار گرفته و شامل افرادی است که تا سرحد امکان بازنشستگی و کار تمام وقت را به تاخیر انداخته و تا سنین 60 سالگی مایل به ادامه اشتغال هستند.
این گروه شامل افرادی است که فاقد پس انداز و امکانات مالی هستند و مهمترین دلیل آنان برای ادامه اشتغال تا مرز هفتاد سالگی نداشتن درآمد کافی و مشکلات مالی است.
جان امریکز در شرح سه مسیر دیگر می گوید 5 درصد از افراد مورد مطالعه شامل بازنشستگان زود هنگامی است که به دلایل گوناگون خواستار بازگشت به کار تمام وقت و ادامه شغل قبلی خود شده اند .
گروه دیگر که شامل 9 درصد از افراد مورد مطالعه می شود ، بازنشستگانی هستند که در دوران سالمندی زندگی زناشویی را آغاز می کنند و برای تامین مخارج زندگی بازنشستگی را به تاخیر انداخته و تا رسیدن به میزان پس اندازی که اطمینان آنان را از تامین هزینه های زندگی فراهم سازد ، بازنشستگی را به تاخیر می اندازند.
و گروه دیگری که شامل ده درصد از مجموع افراد مورد مطالعه است و به عبارت دیگر می توان گفت که از هر ده فرد سالمند آمریکایی یک نفر در این گروه جای می گیرد ، افرادی هستند که بازنشستگی برای آنان معنا و مفهومی نداشته و تا پایان زندگی قصد ادامه اشتغال داشته و هرگز خواهان بازنشستگی نیستند.
استفن پی . یوتکس مدیر مرکز پیشگام تحقیقات بازنشستگی براین باور است که مسائل مالی به احتمال زیاد مهمترین عامل در تعیین مسیری است که افراد در آن جای می گیرند.
وی می افزاید : " اهمیتی ندارد که شما در کدام مسیر شناسایی شده قرار گرفته اید ، بازنشسته زود هنگام می باشید یا درشمار افرادی که خواهان اشتغال در سنین هفتاد سالگی هستند، آنچه مهم است اتخاذ یک برنامه مدون و کلیدی برای بهره مند شدن از یک بازنشستگی است که که در آرزوی آن بوده اید ، ."