عواملی که باعث افزایش جمعیت سالمندان در جامعه جهانی شده روشن و شناخته شده است و مهمترین آنها کاهش مرگ و میر در میان گروههای سنی گوناگون حتی در میان سالمندان است و می توان گفت که روند کاهش مرگ و میر به خصوص در میان قشر سالمند ، به صورت چشمگیری در آمده است.
البته جامعه سالمندان در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه هنوز از نظر کمیت و نیز کیفیت زندگی و امکانات رفاهی ، تفاوت زیادی با یکدیگر دارند اما آنچه مسلم است ، کاهش فاصله جمعیت سالمندان در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه ظرف یکی دو دهه آینده است، بنابراین می توان گفت که سالمندی در آینده نزدیک به یک ویژگی جمعیتی در تمام کشورهای جهان تبدیل خواهد شد.
نهادها و سازمان هایی در هر جامعه مسوولیت تامین امکانات رفاهی و هزینه های زندگی سالمندان به عهده گرفته و می دانیم که عمر سازمان هایی مانند تامین اجتماعی و سامانه های بازنشستگی در جهان و به صورت امروزین آن ، هنوز به یک قرن نرسیده اما باید اذعان داشت که طی این مدت پیشرفت مطلوبی داشته و با همه کاستی های موجود تنها نهادهایی محسوب می شوند که متولی حمایت از قشر سالمند و بازنشسته اند .
با توجه به تغییرات چسمگیر جسمی و روانی افراد سالمند که مهمترین آنها تحلیل قوا و کاهش توانایی ، بازنشستگی ، نگرش اطرافیان سالمندان و بازنشستگان که خود موجد فعل و انفعالاتی در ابعاد روحی و جسمی برای سالمندان می شود و نظایر اینها ، سالمندان و بازنشستگان را با انتظارات یا ساده تر نیازهای تازه ای روبه رو می سازند که برآورده نشدن این نیازها می تواند تهدید جدی برای سالمندان و بازنشستگان تلقی شود.
این در حالیست که تاب آوردن در برابر معضلات و تحمل دشواری ها و سختی ها در دوران سالمندی به مراتب کمتر از میانسالی و جوانی فرد است.
با افزایش جمعیت سالمندان ، مشکلات آنها نیز بیشتر می شود و گزارش هایی منتشر شده حکایت از آن می کند که در بسیاری از کشورهای جهان با وجود نهادهایی که در ظاهر مسوولیت پوشش سالمندان و بازنشستگان را از نظر رفع مشکلات و تامین نیازهای آنها را برعهده گرفته ، بیشتر سالمندان با مشکلات درمانی ، فقدان در آمد کافی ، نداشتن امکانات رفاهی و... دست به گریبانند.
بیشتر سالمندان بازنشسته از بعد نیروی انسانی ، افرادی با تجربه و بعضا حائز تخصص های ویژه ای که می تواند در جامعه تاثیر گذار باشد ، هستند اما سازمان های مسوول ، به سادگی این ویژگی ها را نادیده گرفته و از کنار آن می گذرند.
پژوهش تازه ای که در کشورمان در مورد بازنشستگان و سالمندان صورت گرفته حکایت از آن می کند که میانگین سن بازنشستگان در ایران 68 سال است و با توجه به افزایش امید به زندگی و کاهش سن بازنشستگی ( در کشورهای در حال توسعه به دلیل بالا بودن نرخ رشد جمعیت با وجود همه مشکلات ناگزیرند که در حال حاضر از افزایش سن بازنشستگی و بالابردن سال های دوران خدمت شاغلان چشم به پوشند .
با نگاه به نتایج این پژوهش آنچه بیش از هر چیز دیگر مایه تاسف سطح پایین درآمد بازنشستگان ایرانی است که در سال 86 میانگین حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی حدود 254 هزار تومان در سال و بازنشستگان تحت پوشش سازمان بازنشستگی کشوری حدود 194 هزار تومان در سال است ؛ هرچند با اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری سطح این حقوق ها شاید به میزان 60 تا 70 درصد افزایش یافته باشد اما به یاد آوریم که میزان تورم چه رشد شتابانی ظرف این یکی دو سه سال گذشته به خود گرفته است .
نتایج این پژوهش با تاسف نشان می دهد که از مجموع 150 فرد سالمند بازنشسته ( همگی بالای 60 سال ) که مورد مطالعه قرارگرفته ( 77 زن و 73 مرد که نیمی تحت پوشش تامین اجتماعی و نیمی دیگر وابسته به صندوق بازنشستگی کشوری ) 46 درصد دارای مشکلات قلبی و عروقی ، حدود 20 درصد مشکلات بینایی و شنوایی ، بیش از 33 درصد از مشکلات عضلانی ، 14 درصد از مشکلات گوارشی ، 8 درصد مشکلات ریوی و تنگی نفس و آسم ، حدود 5 درصد مبتلا به انواع سرطان ، حدود 5/5 درصد مشکلات سوخت و سازی ( متابولیکی )، 3/3 درصد مشکلات کلیوی و مجاری ادرار و بیش از 7 درصد از مشکلات روحی رنج می برند.
با استناد به پژوهش تازه ای که انجام شده مهمترین نیازهای بازنشستگان و سالمندان ایران در حال حاضر به ترتیب فقدان حقوق کافی برای تامین مخارج روبه افزایش ، مشکلات مربوط به تامین هزینه های درمانی و تحمل بیماری های گوناگون بخاطر نبود در آمد کافی ، نداشتن وسایل نقلیه ، تنهایی و نداشتن مصاحب ، اختلاف های خانوادگی ، نداشتن تفریحات و مسکن ذکر شده که با توجه با روند شتابان هزینه ها به خصوص مخارج بهداشت و درمان می توان به عمق معضلات سالمندان بازنشسته در کشورمان پی برد.
یک آسیب شناس اجتماعی اخیرا یکی از معضلات قشر سالمند و بازنشسته در ایران را نداشتن کار و فعالیتی که بتواند دستکم این افراد را سرگرم کرده و بخشی اندکی از حقوق اندک آنها را جبران کند ، دانسته است .
این آسیب شناس می گوید : با توجه به غنای فرهنگی ایرانی ها که متاثر از آموزههای دینی و اخلاقی است ، افزایش رویکرد خانوادهها به خانه های سالمندان نگران کننده و نشان دهنده تاثیر عوامل گوناگون از جمله شرایط جدید زندگی خانوادهها ، امری نگران کننده است .
وی می گوید: این در حالیست که بسیاری از سالمندان نیاز مند به مراقبت های بهداشتی و توانبخشی باید مدت ها در فهرست انتظار خانه سالمندان باشند تا سالمندی ترخیص یا احیانا فوت کند تا فرد دیگری را به جای آن در خانه سالمندان جای داد.